خرید بک لینک
هوا بد است تو با کدام با می روی ؟ چه ابر تیره ای گرفته سینه ی تو را که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمی شود تو از هزاره های دور آمدی در این درازنای خون فشان به هر قدم نشان ِ نقش ِ پای توست در این درشت ناک ِ دیو لاخ ز هر طرف طنین گامهای ره گشای توست بلند و پست ِ این گشاده دامگاه ِ ننگ و نام

برچسب: نویسنده: آتنا احمدی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:06

تو دوری از برم

دل

در برم نیست....

برچسب: نویسنده: آتنا احمدی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:06

ای همدم روزگار چونی بی من؟

ای مونس و غمگسار چونی بی من؟

من با رخ چون خزان زردم بی تو

تو با رخ چون بهار چونی بی من؟



برچسب: نویسنده: آتنا احمدی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:06

گاهی دلتنگ میشومدلتنگ میشوم برای هیچ چیز.دل تنگ میشوم برای چیزهایی که خودم هم نمیدانم. چقدر حساس و زودرنج شده ام.درست مثل شیشه ها.همیشه میخواستم شفاف و ساده و زلال باشم مثل آب مثل شیشه. گاهی از صدای شکستن خودم انقدر دل تنگ میشوم که جاری شدن اشک هایم از اختیار خارج میشوند. و میفهمم که ساده بودن همیشه

برچسب: نویسنده: آتنا احمدی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:06

جایی در تعریف آزادی می خواندم:

"آزادی واژه ی عجیبی است هر تعریفی که برایش بیاوری به نوعی محدودش کرده ای...."

برچسب: نویسنده: آتنا احمدی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:06

برای خروج از یک حالت ممکن آزاردهنده تنها یک ناممکن میتواند موثر باشد.

برچسب: نویسنده: آتنا احمدی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:06


حساسیت دارم.

حساسیت چیز خوبی نیست حتی در ساده ترین شکلممکنش مانند عطسه ای دربرابرعطر دلچسب یک غنچه ی اردی بهشتی...

پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 0:31 | seven | |

برچسب: نویسنده: آتنا احمدی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:06

وقتی زمان زیادی از به دست نگرفتن قلم بگذرد ترسی عجیب ذهن انسان را احاطه می کند...درست شبیه داستان املای نانوشته که خالی از اشتباه است...ترس از بارش دوباره ی کلمات...احساس کم سواد شدن به من دست می دهد؛شاید مقصر این ترس ناشناخته تلگرام و اینستاگرام و دنیای مجازی باشد که مرا از نوشتن چنین دور ساخته است...

جسور می شوم و دوباره قلم را برمی دارم...

و سوگند به تقدس قلمم....

برچسب: نویسنده: آتنا احمدی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:06

صفحه بندی